آیا توبه ی شخصی که روابط نامشروع جنسی داشته، پذیرفته است؟

ژوئن 4, 2009


خانم محترمی با نام م، در قسمت نظرات متن “احادیثی در مورد زنا، همجنس بازی، خودارضایی و نگاه به نامحرم” اینچنین گفته اند:

با تشکر. سوالی داشتم. من دوستی دارم که با وجود داشتن شوهر چندین بار عمل زنا را انجام داده. ولی چند وقتی است که با نصیحت من دست از از عمل کشیده. ولی دچار افسردگی شدید شده. وقتی علت رو میپرسم تنها این حرفو می زنه: خدا توبه زنا کاران رو قبول نمی کنه.می خواستم بدونم این مطلب درسته؟و زنا از گناهان نابخشودنی است؟؟؟

———–

سلام بر شما
از حالات روحی دوست شما پیداست که از عملی که انجام داده پشیمان است، پشیمانی از معصیت، به معنی توبه است، بنابراین دوست شما توبه کرده و چون دوباره زنا نکرده است، توبه اش بدون شک واقعی و پذیرفتنی است!
زنا یک گناه کبیره است و گناه زنای فرد متاهل از گناه زنایی که فرد مجرد انجام می دهد بیشتر است، اما زنا بزرگترین گناه کبیره نیست، از امام علی(ع) پرسیدند که بزرگترین گناه کبیره کدام است؟
امیرالمومنین(ع) در پاسخ فرمودند: مایوس و ناامید شدن از رحمت الهی!

دوست شما از یک گناه کبیره توبه کرده و امروز مرتکب بزرگترین گناه کبیره شده است، این ناامیدی از بخشش الهی از آن زنای محصنه(زنای فرد متاهل) گناهش کمتر نیست، بنابراین بهتر است هر چه سریعتر دوست خود را از اشتباه در بیاورید!

نویسنده: حمید توکلی کرمانی

آیاتی از قرآن در مورد توبه و ناامیدی:

و آن کسانی که از گناهان توبه کنند و با ایمان به خدا عمل صالح به جای آورند، پس خداوند گناهان آنها را می آمرزد و گناهانشان رابه نیکیها تبدیل می کند، زیرا که خداوند در حق بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است. 70 فرقان

و گفت ابراهیم(ع) به قومش کیست که مایوس شود از درگاه خدا و رحمت پروردگار به جز گمراهان. 56 حجر

ناامید نباشید از رحمت خدا که همانا ناامید نمی شود کسی از رحمت خدا مگر مردمانی که کافرند به خدا. 87 یوسف

لیست تمام متن های رابطه | یک متن دیگر را به صورت رندم بخوانید

Entry Filed under: حمید توکلی کرمانی. برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , .

44 Comments Add your own

  • 1. ریحانه  |  ژوئن 4, 2009 at 19:22

    بسیار عالی و واضح بیان کردید.

  • 2. اکبری  |  ژوئن 4, 2009 at 21:23

    درود بر مولا علی(ع)

  • 3. محمد کریمایی  |  ژوئن 6, 2009 at 00:28

    خلاصه و دلنشین گفتید

  • 4. کامران  |  ژوئن 7, 2009 at 00:45

    ممنونم، اتفاقا این سوال منم بود، البته من با زن شوهردار کاری نکردم

  • 5. خانم x  |  ژوئن 8, 2009 at 00:40

    جواب قشنگی بود!

  • 6. محمد رضا  |  ژوئن 9, 2009 at 12:09

    لذت بردم از پاسخ

  • 7. اميرخان  |  ژوئن 9, 2009 at 12:14

    احسنت بهترين جواب بود بالاخره آدم هميشه كه غذاي خانه نميخوره،بعضي وقتها ساندويچ هم لازمه…………………

  • 8. معصومه  |  ژوئن 10, 2009 at 03:08

    آقای امیرخان
    بد نیست مطالب دیگر آقای توکلی رو هم مطالعه بنمایید:
    تنوع طلبی جنسی ذاتی و برخواسته از طبیعت انسان نیست، بلکه پدیده ای است که هرگاه عشق در روابط زناشویی جامعه کمرنگ می شود، از ارضاء ناقص جنسی متولد می گردد، بنابراین میزان تنوع طلبی جنسی با میزان عشق در جامعه رابطه ی عکس دارد……
    http://rabete.net/2009/04/04/rishe-ye-tanavo-talabi-jensi-chashm-charani

  • 9. ناشناس  |  ژوئن 15, 2009 at 09:43

    من دوستي دارم كه به بسياري از مسائل عمل مي كنه .از جمله واسه حجابش يا مال حرام و خيلي چيزاي ديگه مقيد هستش . چند وقتيه كه خيلي افسرده به نظر مي ياد. وقتي علت رو ازش پرسيدم با كمال تعجب حرفي ازش شنيدم كه باور كردنش سخته. به گفته خودش از آدمايي بوده كه هميشه وفادار به همسرش بوده و از اين كه بعضي از زنها به شوهرشون خيانت مي كنن در عجب بوده ولي اين غرور بيجا بالاخره اون رو هم اسير كرد. و اسير دام شيطان شده. ظاهرا يكي از همكارانش بهش پيله ميكنه و اين هم خواسته يا ناخواسته تن به اين ذلت ميده. ولي به قول خودش فقط در حد تماس از روي لباس بوده و عمل دخول انجام نشده و ولي اون آقاي كثيف با اينكه از روي لباس خودشو به خانومه مي چسبونده با بوسه و تماس ارضا ميشده. حالا 3 تا سوال داره .يكي اينكه اين عمل هم زنا محسوب ميشه؟ دوم اينكه آيا خداوند اونو مي بخشه؟ چون از اين كارش خيلي ناراحته در حدي كه افسردگي گرفته و هر روز عذاب وجدان رهاش نميكنه. و آيا اينكه در صورتي كه از اين كار توبه كرده آيا اميدي به بخشش از طرف خداوند هست و يا اينكه با توجه به خيانتي كه به همسرش و بچه اش مرتكب شده خداوند بخشش خود را منوط به بخشش از طرف همسرش در روز قيامت ميداند. و آيا در روز قيامت جلوي همسرش رسوا خواهد شد يا خداوند گناه او را مي پوشاند. خواهشمندم جواب منو بدين. ممنون.

  • 10. مريم  |  ژوئن 15, 2009 at 09:45

    من دوستي دارم كه به بسياري از مسائل عمل مي كنه .از جمله واسه حجابش يا مال حرام و خيلي چيزاي ديگه مقيد هستش . چند وقتيه كه خيلي افسرده به نظر مي ياد. وقتي علت رو ازش پرسيدم با كمال تعجب حرفي ازش شنيدم كه باور كردنش سخته. به گفته خودش از آدمايي بوده كه هميشه وفادار به همسرش بوده و از اين كه بعضي از زنها به شوهرشون خيانت مي كنن در عجب بوده ولي اين غرور بيجا بالاخره اون رو هم اسير كرد. و اسير دام شيطان شده. ظاهرا يكي از همكارانش بهش پيله ميكنه و اين هم خواسته يا ناخواسته تن به اين ذلت ميده. ولي به قول خودش فقط در حد تماس از روي لباس بوده و عمل دخول انجام نشده و ولي اون آقاي كثيف با اينكه از روي لباس خودشو به خانومه مي چسبونده با بوسه و تماس ارضا ميشده. حالا 3 تا سوال داره .يكي اينكه اين عمل هم زنا محسوب ميشه؟ دوم اينكه آيا خداوند اونو مي بخشه؟ چون از اين كارش خيلي ناراحته در حدي كه افسردگي گرفته و هر روز عذاب وجدان رهاش نميكنه. و آيا اينكه در صورتي كه از اين كار توبه كرده آيا اميدي به بخشش از طرف خداوند هست و يا اينكه با توجه به خيانتي كه به همسرش و بچه اش مرتكب شده خداوند بخشش خود را منوط به بخشش از طرف همسرش در روز قيامت ميداند. و آيا در روز قيامت جلوي همسرش رسوا خواهد شد يا خداوند گناه او را مي پوشاند. خواهشمندم جواب منو بدين. ممنون

  • 11. حسین  |  ژوئن 16, 2009 at 03:27

    کتاب اخلاق جنسی در اسلام شهید مطهری را به همه ی دوستان پیشنهاد میکنم …
    نخونی ضرر کردی …

  • 12. حسام  |  ژوئن 17, 2009 at 14:02

    بابا دمتون گرمممممممممم
    خیلی سایتت باحاله . واقعا عالیهههههههههههههه
    از این به بعد همیشه سر میزنم .
    خیر از جوونیت ببینی (البته اگه جوون هستی)

    راستی . به همه ی برو بچه ها هم سلام میکنم .

  • 13. علی  |  ژوئن 17, 2009 at 15:04

    جواب به مریم :

    1. مهم تر از خود خیانت ، دلیل آن است . چرا زنی که هم انگیزه های مذهبی دارد و هم متاهل است و امکان ارضای قانونی را دارد ، باید این قدر تحریک پذیر باشد ؟ شاید به دلیل ارضای ناقص از طریق شوهر ؟ این را باید ریشه یابی کرد .

    2. کاری که ایشان کرده ، مصداق زنا نیست .

    3. انشا ء الله خداوند توبه کنندگان را می بخشد و باید به رحمت الهی امیدوار بود .

  • 14. یه دختر  |  ژوئن 27, 2009 at 15:01

    من حتی دست یه پسرم نگرفته بودم ولی وقتی عاشق شدم حاضر بودم همه کار کنم واسش…دست خودم نبود میترسیدم ترکم کنه…من دختر بدی نیستم خیلیم خودمو به خاطر عذاب وجدانی که داشتم اذیت کردمو میکنم طوری که هر بار میرفتم پیشش البته با اصرار زیاد میرفتم بعدش تا چند روز همش گریه میکردم حتی چند بار میخواستم خودمو بکشم!چون خانواده مقیدی دارم و خودمم با اینکه شیطونی زیاد میکردم اصلا فکرشم نمیکردم که با یه پسررابطه جنسی داشته باشم….اون خیلی اذیتم کرده البته دوسمم داشته…الان یه مشکل خیلی بزرگ دارم با خودم! ترو خدااااااااا جدی راهنماییم کنید. یه خواستگار خوب اومد برام من اونو به خاطر اون ردش کردم اون سرزنشم کرد گفت حالا حالا ها شرایط ازدواجو نداره راست میگفت…یه چیز دیگه اینکه اون حرف ازدواج زیاد بهم زد که من راضی شدم باهاش رابطه جنسی داشته باشم وگرنه…باز یه خواستگار خیلی بهتر برام اومد من جریانو بهش گفتم اون گفت خیلی خری اگه منو به اون ترجیح بدی منو دیگه خسته کرده بود 2سال خیلی به خاطرش زجر کشیدم این اواخر همش به خدا میگفتم یکیو به جای اون تو دلم قرار بده…به این خواستگارم نمیشد بگی نه خانوادم هیچ بهانه ای قبول نکردن اونم که همه چیزو شوخی گرفته بود …ولی وقتی فهمید نامزد کردم هر روز زنگ میزدو گریه میکرد که برگردم همش عذاب وجدان داشت که چرا این همه اذیتم کرده من دوست داشتم قبول کنم ولی دیگه کاری نمیتونستم بکنم…الان نامزد کردم و اینکه هیجوره نمی تونم با خودم کنار بیام که منی که با یه پسر دیگه همچین رابطه ای داشتم با کسی دیگه ازدواج کنم دوست دارم اینطوری فکر نکنم ولی من خطای بزرگی کردم که قابل بخشش نیست آخه این پسر که در حال حاضر نامزدمه و از هیچ چیز خبر نداره چه گناهی کرده ؟؟؟تا حالا چند بار اومدم یه کاری کنم که نامزدمیو به هم بزنم و برگردم پیش همون قبلی ولی نشده…اون گفت اگه قسمت نشد بااین ازدواج کنم برگردم پیشش…ولی من اگه یه همچین گذشته ای نداشتم با نامزدم خوشبخترین میشدم…افسوس که یه کس دیگه تو قلبمه تازه اگه اونو از تو قلبمم بتونم بیرونش کنم ولی گناهی که باهاش کردمو هرگز نمیتونم فراموش کنم…حالا میترسم که ازدواج کنم…من چیکااااااااار کنم؟؟؟؟کدوم کار درسته؟ این که من حق ندارم با کسی جز دوست پسرم ازدواج کنم چون باهاش گناه کردم؟یا نه خدا یکی دیگه رو فرستاده تا بگه که بخشیدم تا نجاتم بده؟؟؟ من نمیتونم خودمو ببخشم واسه همین ازدواج کردن با یکی دیگه برام سخته اونم با کسی که حتی اهل دوست دخترم نبوده!
    خواهش میکنم بگید من با خودم چیکار کنممممم؟؟؟؟

  • 15. یه دختر  |  ژوئن 27, 2009 at 15:02

    آقای حمید توکلی کرمانی خواهش میکنم راهنماییم کنید من اصلا تو شرایط روحی خوبی نیستم

  • 16. یه دختر  |  ژوئن 29, 2009 at 22:52

    baba yeki javabe mano bedeeeeeeeeeeeeeeeee
    agha tavakoli kojaeen pas

  • 17. حمید توکلی  |  جولای 1, 2009 at 05:01

    خانم “یک دختر”
    بنده سوالاتی از شما دارم، ایمیل خود را درج نکرده اید که بتوانم بپرسم، لطفا ایمیل بزنید، اگر مساله فوری است مایلم با شما تلفنی صحبت کنم! tk.hamid@Gmail.com
    منتظر ایمیل شما هستم!

  • 18. یه دختر  |  جولای 2, 2009 at 12:31

    آقای کرمانی لطفا همین جا سوالا تتونو بپرسید اگه امکان داره

  • 19. ابراهیم  |  جولای 3, 2009 at 18:16

    آقا خیلی قشنگ حرف میزنی

  • 20. Bahar  |  جولای 6, 2009 at 15:02

    سلام. ممنون از راهنماييهاي مفيد شما.

  • 21. نسرين  |  جولای 14, 2009 at 14:10

    نمي دونم چرا ازدواج كردن تو اين دوره زمونه اينقدر سخت شده كه افراد براي برطرف كردن نيازهاشون دست به هر گناهي مي زنند . كه بعد پشيمون بشن و دنبال توبه برند .

  • 22. bache mosbat  |  اکتبر 14, 2009 at 20:46

    خانم یه دختر
    یه داستان بلدم که ممکنه کمکتون کنه:
    میگن شیخ جعفر کاشف القطا(داننده ی اسرار خدا ) رو یه روز مردم نجف برای دعای بارون واسطه قرار می دن . شیخ میره حرم و از حضرت علی میخواد که به واسطه ی امام دعاش قبول بشه.
    امام تو خواب بهش میگه برو به فلان قهوه خونه از شاگرد قهوه چی بخواه که دعا کنه .
    وقتی شیخ می ره قهوه خونه از شاگرد جوان علت مقامش رو می پرسه شاگرد می گه مبادا راز منو فاش کنی! بعد تعریف میکنه:
    من شب اول ازدواج دیدم زنم به شدت گریه می کنه . وقتی ازش پرسیدم چی شده گفت که قبلا زنا کرده والان دیگه نمی تونه مخفی کنه بعد گفت اگه می خوای طلاقم بده .
    من یه نفس عمیق کشیدم بعد سرمو رو به آسمون گرفتمو گفتم خدایا! این بندت وقتی که گناه کرد زن من نبود . از این به بعد که زن من شده قول میده که تکرار نکنه.

    بعد اون شاگرد مقامی پیدا کرد که دعاش از شیخ جعفر کاشف القطا مستجاب تر شد.
    شما هم نگران نامزدتون نباشید .اگر بدونه که چه سودی می کنه! حتما شما رو می بخشه!

    خدا در قرآن به مومنین می گه:..با زنانتان به نیکی رفتار کنید پس اگر از آنان کراهت داشتید چه بسا از چیزی کراهت داشته باشید وخدا در آن خیر بسیار قرار دهد./نسا آیه ی 19

    با احترام

  • 23. منا  |  اکتبر 20, 2009 at 09:11

    با سلام من مدت 9 سال است ازدواج كرده ام يك فرزند دارم و با پسري به مدت يك سال به صورت تلفني صحبت مي كردم شوهرم فهميد و از من شكايت كرد به جرم رابطه نامشروع و ما محكوم شديم حال قصد طلاق از همسرم را دارم مدت 3 ماه است به منزل پدريم آمده ام آيا امكان گرفتن مهريه ام وجود دارد و گرفتن طلاق

  • 24. ابری  |  ژانویه 19, 2010 at 12:59

    سلام اقای توکلی.پس چرا جوابمو نمیدید؟

  • 25. ابری  |  ژانویه 19, 2010 at 20:16

    اقای توکتی خواهش میکنم جواب بدید

  • 26. ابری  |  ژانویه 21, 2010 at 01:27

    اقای توکلی؟

  • 27. bita  |  فوریه 3, 2010 at 15:08

    سلام اقاي توكلي ميخوام كمكم كنيد من كسي و ندارم كه درد دلمو پيشش بگم . من پارسال تو دانشگاه با علي آشنا شدم پسر خوبي بود با هم خوب بوديم من كم كم ازش خوشم اومد وقتي فهمي دوسش دارم يعني يه جورايي عاشقش شدم دگه بي محبتي كرد اصلا بهم زنگ نمي زد فقط من بايد ميزنگيدم اون بعد از چند بار جوابمو مي داد حتي براش شارز ميگرفتم تا جواب sms بده . تا يه روز بهم گفت دگه نميخواد با من باشه هرچي گفتم چرا مي گفت همينجوري خيلي خونسرد اون ترم مشروط شدم چون همش گريه مي كردم اصلا فراموش كردنش سخته البته علي يه شب اومد خونمون اون با صورتم بازي كرد منم بهش ميگفتم كه ان كارو نكن اونم مي گفت دوست دارهبعد از من خواست كنارش بخوابم منم مي ترسيدم گفت ساعت 5 شد بخوابيم بهم گفت كنارم بخواب حتي نگاتم نميكنم منم خوابيدم كه با لمس لب علي رو گونه هام از خواب پريدم اونم همش منو مي بوسيد بغلم مي كرد وقتي رفت عذاب وجدان ولم نمكرد مثل ديونه ها بودم رفتم پيشه روانپزشك گفت بايد جايگزين انتخاب كنم براش منم با دو نفر دوست شدم بهشون دست مي دادم ولي الان پشيمونم دگه نمي خوام با كسي باشم ولي ميخوام عشقم برگرده بايد چيكار كنم علي خودم برگرده در مورده كارام خدا منو مي بخش؟ تو رو خدا واسم دعا كنيد علي برگرده واگرنه ديوونه مي شم

  • 28. دوست  |  فوریه 3, 2010 at 15:13

    خيلي باحالين

  • 29. ali  |  فوریه 5, 2010 at 23:57

    khoda kheyli bozorge
    bebin ta koja mibakhshe

  • 30. ye soal  |  فوریه 7, 2010 at 13:11

    سوال من اینه که من از 14 سالگی خود ارضایی می کردم و الن 19 سالمه یعنی 5 ساله خود ارضایی میکنم ام حدود 6 ماه که دست کشیدم .اما التم خیلی بزرگتر از حد شده و تا 4 ماه دیکه با نامزدم ازدواج می کنم اما می ترسم که نامزدم موقع سکس بفهمه که خود ارضایی میکردم(بخاطر بزرگی التم)به نظر شما دوستان چی کار کنم که آلتم کوچک شه
    چی کار کنم که با آزمایش نفهمن که خود ارضایی میکردم؟آخه زنم آدم مومنیه و زرنگ .هرکی می دونه جواب بده من دعاش میکنم که ثواب بزرگی باسش بنویسند ممنون سیاوشم

  • 31. morteza azad  |  فوریه 10, 2010 at 10:44

    be mame alah

  • 32. z.a  |  فوریه 13, 2010 at 23:15

    اگر ممکنه من سوالم از طریق ایمیل با شما در میان بذارم
    ممنون میشم.

  • 33. امین  |  فوریه 15, 2010 at 01:20

    حدیثی از پیامبر هست که ایشان فرمودند:
    شما از تمام گناهانی که مربوط به غریزه جنسی و شهوت هستند دوری کنید من خودم در قیامت ضامن شما برای بهشت میشوم
    ********************************************
    من اينجا بس دلم تنگ است
    و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است
    بيا ره توشه برداريم
    قدم در راه بي برگشت بگذاريم
    ببينيم آسمان هركجا آيا همين رنگ است
    من اينجا از نوازش نيز چون آزار ترسانم
    ز سيلي زن، ز سيلي خور
    وزين تصوير بر ديوار ترسانم
    ….
    بيا اي خسته خاطر دوست ! اي مانند من دلكنده و غمگين!
    من اينجا بس دلم تنگ است
    بيا ره توشه برداريم
    قدم در راه بي فرجام بگذاريم….. (اخوان ثالث)

  • 34. داریوش  |  فوریه 15, 2010 at 02:25

    دمتون گرم سایته خوبی دارید

  • 35. ناشناس  |  فوریه 17, 2010 at 16:54

    -ایا رابطه بدون ازدواج گناه است؟
    -گناه خود ارضایی چطور؟
    -گناه رابطه بیشتر است یا خود ارضایی؟
    -چگونه جلوی شهوت را بگیریم؟
    -صیغه موقت ا به طور کامل توضیح دهید.

  • 36. اذیتا  |  فوریه 18, 2010 at 10:40

    سلام لطفا جواب منو بدین : من بخاطر اینکه با همسرم مشگل داشتم با یه مرد قریبه رابطه تلفنی برقرار کردم البته از زمانی که اینکارو کردم با شوهرم قطع رابطه کردم میدونستم گناه مرتکب شدم بنابراین ازشوهرم طلاق گرفتم البته صحبت من با اون مرد فقط دردودل بود چون من خیلی تنها بودم شوهرم منو نمی دید صدامو نمی شنید انگار من مرده بودم بعد از طلاق مجبور شدم برم خونه ی مادرم بخاطر کاری که کرده بودم حق مهریه و نقه رو از خودم سلب کردم واین شد که خانوادم با من سر ناسازگاری در بیارن تویه شرایط بدی بودم به خانوادم تموم ماجرای زندگیمو گفتم ولی هیچکس منو باور نداشت منو شماتت می کردن تموم زندگیم به کابوس تبدیل شده بود خانوادم منو از خودشون روندن برای همین shشد همه چیزم بهش دل بستم ولی خانوادم منو مجبور به برگشتن به زندگی قبلیم کردن من طلاق گرفتم چون نمی خواستم بیشتر مرتکب گناه بشم ولی حالا ازم می خوان همه چیزو فراموش کنم انگار هیچ کسی تو زندگیم وارد نشده ولی من نمی تونم فراموشش کنم من به اون دل بستم تروخدا یکی هست به من کمک کنه به من بگید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • 37. اذیتا  |  فوریه 18, 2010 at 10:54

    خواهش می کنم جوابمو بدید

  • 38. اذیتا  |  فوریه 18, 2010 at 17:38

    خواهش می کنم کمکم کنید

  • 39. الیاس  |  فوریه 27, 2010 at 07:58

    با سلام
    خدمت همه دوستان عرض کنم که خداوند هر انسانی را با هر گناهی میبخشد فقط هر گناه عوارضی دارد که شخص ناچار به قبول آن است مثل همین عذاب وجدان . . . در مورد اینکه آیا لازم است همسران روابط قبلی خود را با یکدیگر در میان گذارند باید پاسخ بدم که اگر در این کار مفسده ای نباشد یعنی باعث رسوایی یکی از طرفین بین مردم نشود بهتر است با طرف مقابل در میان بگذارد اما اگر رابطه به طور کامل قطع شده است و هیچ اثری از آن در زندگی شخ وجو ندارد این کار

  • 40. نا شناس  |  فوریه 27, 2010 at 12:35

    من با یکی از همکلاسی هام دوست شدم، جفتمون بچه مثبت بودیم شاگرد اول و دوم دانشگامون، بعد یه سال دوستی دست همو گرفتیم، کمی بعد بوسه و بعد لب، طوری که دیگه لب عادتمون شد، اوایل من مخالف بودم چون دوسش داشتم راضی شدم، اما کم کم عادتم شد طوری که به لب گرفنتش احتیاج داشتم
    تا اینکه یه بار یه جای خلوت بودیم (با لباس و حجاب کامل بودم) شروع کرد به خوردن گردنم و سینه هامو گرفت(از رو مانتو)، جلوشو گرفتم سینمو ول کرد اما یهو دست خودش نبودو کیرشو درآورد گفت بذار از پشت بکنمت داد زدم سرش گفت پس فقط بذار بمالم به شلوارت. همینطور لبمو صورتمو خوردو کیرشو مالید بهم و منم اعصابم خورد شد ، بعد که دید ناراحت شدم گفت مقنعتو بذار و برو (تو این مدت اصلا به کیرش نگاه نکردم) پشت کردم یهو بقلم کرد خواست از پشت بکنه نذاشتم ، بعدش که رفتم خونه خیلی حالم بد شد، شهوتی شدم احتیاج به ارضا شدن داشتم بهش گفتمو با اس ام اس گفت بذار تعریف کنم تو چشاتو ببن شاید خوب شی (قبل از این اتفاق هر چند وقت یه بار تو اس ام اس واسم تعریف میکرد تا خودشو ارضا کنه) بعد این اتفاق بدجور عذاب وجدان گرفتمو احساس گناه کردم، توبه کردمو گفتم بیا صیغه کنیم گفت نه اما دیگه اینکارو نمیکنیم تا قبل ازدواج ، الانم منتظریم درسمون تموم شه بره سرکار بعد بیاد خواستگاری چون الان خونوادم قبول نمیکنن ، اما احساس گناه داره منو میکشه ، نمیدونم چه کاری درسته، میترسم بازم همدیگرو ببوسیم ، شما بگین چی کار کنم خدا مارو میبخشه؟؟؟

  • 41. ناشناس  |  مارس 2, 2010 at 06:50

    خدایا به داد هممون برس هه بیچاره ایم

  • 42. حمید رضا  |  مارس 2, 2010 at 11:01

    شهوت جنسی احساسی کاملا عاطفیه که در وجود همه انسانها قرار داده شده ولی حیلی مهمه که این احساس در کجاو برای چه کسی خرج بشه (مخصوصا خانمها)مواظب باشید خودتون و احساستون رو برا کی خرج میکنید>به دوستیهای رایج بین جامعه ما اصلا سرانجامی نداره حتی اگه به ازدواج بکشه .زندگیتون رو به آتیش نکشید .در ضمن بزرگترین گناه ناامیدی از رحمت و مغفرت خداست .از اون کمک بخواهید پشیمون نمیشید

  • 43. پوچ  |  مارس 4, 2010 at 12:52

    سلام

    من زنا نكردم يعني به زنا نمي رسه . من فكر ميكردم كه فقط من دچار گناه هستم و كلي هم عذاب واجدان داشتم ولي حالا مي بينم كه از من بدتر هم پيدا مي شه. من توبه كردم. اگه خدا هم ما رو ببخشه خودمون نمي تونيم خودمونا ببخشيم. خدا چقد خوبه اونوقت ما جوابشو با بدترين شكل ميديم. ما لياقت بندگي رو نداريم.

  • 44. هليا  |  مارس 4, 2010 at 22:42

    ممنون عالي و واضح بود

Leave a Comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Subscribe to the comments via RSS Feed


متن های ویژه

جدیدترین متن ها

پربازدیدترین متن ها

مشترک فید شوید

سایر سایت ها

تعداد افراد آنلاین

تعداد کل بازدید